CONTACT US
 

شرح زندگینامه مولانا
از نوشته استاد  بدیع الزمان فروزانفر
نام اومحمد و  لقب او جلال الدین است و همه مورخان اورابدین نام و لقب شناخته اند واو راخداوندگار نیز لقب داده اند

تولد : مولانا در شهر بلخ در ششم ربیع الاول سنه  4 0 6 هجری قمری ولاد ت یا فت به علت طول اقامت وی در شهر قونیه که اقامتگاه اکثر عمر و مدفن اوست به مولانای رومی شهرت یافت ولی خود را همواره از اهالی خراسان میدانست   پدر مولانا محمد بن حسین  خطیبی بود که به بهاء الدین ولد معروف شد واورا سلطان العلماء لقب داده اند
وپدراوحسین بن احمد خطیبی به روایت افلاکی ا زافاضل روزگار و علامه زمان بود و مشهور است که مادر

بهاءالدین از خاندان خوارزمشاهیان بود

نوشته های این قسمت و پاراگرافهایی که با خط سفید نوشته شده خلاصه ای از گفتار استاد فروزانفر میباشد

 

در اينجا سخن از پارسای عاشق پيشه و پاكباز ؛ مجذوب و سرانداز و سوخته ای است كه سالها اسير بي دلان بود و به بركت عشق ترك اختيار كرد و سوزش جان را نه از طريق كلام بلكه بوسيله نغمه هاي ني بگوش جهانيان رسانيد؛ نواي بي نوايي سر داد و بلاجويان را به دنياي پرجاذبه و عطرانگيز عشق دعوت كرد و در گوش هوش شان خواند كه در اين وادي مقدس ؛عقل ودانش را باعشق سوداي برابري نيست.جلال الدين محمد مولوي ،جان باخته دلبسته محتشمي است كه بي پروا جام جهان نما ي عشق را از محبوبي بنام " شمس ملك داد تبريزی " در دست گرفت و تا آخرين قطره آن را مشتاقانه نوشيد و سپس گرم شد ،روحش بپرواز در آمد بر روي بالهاي گسترده آواهاي دل انگيز موسيقي نشست و صلا درداد.
چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و سلطان محمد خوارزمشاه با اين سلسله لطفي نداشت، بهمين علت بهاءالدين در سال 609 هجري با خانواده خد خراسان را ترک کرد. از راه بغداد به مکه رفت و از آنجا در الجزيره ساکن شد و پس از نه سال اقامت در ملاطيه (ملطيه) سلطان علاءالدين کيقباد سلجوقي که عارف مشرب بود او را به پايتخت خود شهر قونيه دعوت کرد و اين خاندان در آنجا مقيم شد. هنگام هجرت از خراسان جلال الدين پنج ساله بود .
کودکی
 
 
 
 
books
film&music
news&programs
 
 
پیشنهادات | درباره ما | تماس با ما | صفحه اصلی