پیر من و مراد من
درد من و دوای من
فاش بگویم این سخن
! شمس من و خدای من
از تو،به حق رسیده ام
ای حق حقگزار من
شکر تورا ستاده ام
! شمس من و خدای من
عیسی ی مرده زنده کرد
دید،فنای خویشتن
زنده جاودان توئی
! شمس من و خدای من
کعبه ی من
کنشت من
دوزخ من
بهشت من
مونس روزگار من
! شمس من و خدای من
نعره ی های وهوی من
از در روم،تا به بلخ
اصل کجا خطا کند
!... شمس من و خدای من |